دسترسی به مطالب سایت بصورت طبقه بندی شده

معنی شعر شوق مهدی فارسی هشتم

مطالب مرتبط با این پست: نمونه سوالات پایه هشتم,

معنی شعر شوق مهدی فارسی هشتم

شعر شوق مهدی با معنی,معنی شعر شوق مهدی از فیض کاشانی ادبیات هشتم,معنی شوق مهدی,معنی شعر شوق المهدی,
ارایه های شعر شوق مهدی,معنی شعر شوق مهدی از فیض کاشانی فارسی هشتم

سلام دوستان و همکاران محترم پایه هشتم

در این پست از سایت معلم یار برای شما عزیزان , معنی شعر شوق مهدی فارسی هشتم و آماده کردیم

امیدواریم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیره

فــدا

گفتم : " که روی خوبت از من چرا نهان است" -- گفتا : " تو خود حجابی ورنه رخم عیان است"

گفتم  چرا چهره ی زیبایت ازمن پنهان هست و من تو را نمیبینم گفت: تو خودت با اعمالت پرده و حجابی بین من و خودت درست کرده ای وگرنه من صورتم اشکار است

گفتم: " مرا غم تو خوش تر ز شادمانی " -- گفتا : " که در ره ما غم نیز شادمان است"

گفتم که انتظار دوری تو برای من بهترین شادمانی است گفت: غم انتظار ما خودش نوعی شادمانی است.

گفتم : " که سوخت جانم از آتش نهانم" -- گفت: " آنکه سوخت او را کی ناله یا فقان است "

گفتم از شوق دیدار تو از درون دارم میسوزم گفت این نوع سوختن در راه ما خوب است و ناراحتی و اه و ناله نیست.

 معنی شعر شوق مهدی فارسی هشتم

ادامه مطلب و دانلود

معنی شعر پیش از این ها از قیصر امین پور

مطالب مرتبط با این پست: نمونه سوالات پایه هشتم,

معنی شعر پیش از این ها از قیصر امین پور

معنی شعر پیش از اینها قیصر امین پور,معنی شعر به قول پرستو,معنی شعر پیش از اینها فکر میکردم خدا,دانلود شعر پیش از اینها فکر میکردم خدا,
معنی شعر درس اول فارسی هشتم,
پیش از اینها فکر میکردم خدا,معنی شعر پیش از اینها

سلام دوستان و همکاران محترم پایه هشتم (متوسطه اول)

در این پست از سایت معلم یار برای شما عزیزان , معنی شعر پیش از اینها فارسی هشتم و آماده کردیم

امیدواریم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیره

فــدا

یش از این‌ها فکر می‌کردم <=> خدا خانه‌ای دارد کنار ابرها

قبل از اینها فکر می کردم خداوند خانه ای در آسمان و در میان ابرها دارد

مثل قصر پادشاه قصه‌ها <=> خشتی از الماس خشتی از طلا

مانند قصر پادشاهان داستان ها , خانه ای از الماس و طلا دارد

پایه‌های برجش از عاج و بلور <=> بر سر تختی نشسته با غرور

ستون های قصرش از عاج و شیشه است و شاه بر روی تخت شاهی با تکبر و غرور نشسته است

ماه برق کوچکی از تاج او <=> هر ستاره پولکی از تاج او

نور ماه بازتاب کوچکی از تاج او و ستاره های آسمان پولک های تاج او بودند

رعد و برق شب طنین خنده‌اش <=> سیل و طوفان نعره‌ی توفنده‌اش

فکر می کردم رعد و برق صدای خنده ی خداست , سیلو طوفان هم صدای فریاد های اوست

هیچ کس از جای او آگاه نیست <=> هیچ کس را در حضورش راه نیست

کسی از مکانش آگاه نیست و کسی اجازه ی ملاقات و دیدنش را ندارد

آن خدا بی‌رحم بود و خشمگین <=> خانه‌اش در آسمان دور از زمین

او خدایی بی رحم و خشمگین و خانه اش دور از زمین بود

بود ،اما در میان ما نبود <=> مهربان و ساده و زیبا نبود

او وجود داشت اما در میان مردم نبود , او مهربان و زیبا و ساده نبود

در دل او دوستی جایی نداشت <=> مهربانی هیچ معنایی نداشت

در قلب او دوست داشتن و عشقی و مهربانی وجو نداشت

هر چه می‌پرسیدم از خود از خدا <=> از زمین از آسمان از ابرها

هر چه از دیگران درباره ی خدا و خودم و زمین و آسمان و ابرها می پرسیدم

زود  می‌گفتند این کار خداست <=> پرس و جو از کار او کاری خطاست

همه می گفتند این کار خداست و سوال کردن در مورد او اشتباه و خطاست

نیت من در نماز و در دعا <=> ترس بود و وحشت از خشم خدا

به خاطر ترس و وحشت از خدا نماز می خواندم

پیش از این‌ها خاطرم دلگیر  بود <=> از خدا  در ذهنم این تصویر بود

همین فکرها درمورد خدا باعث شده بود از خدا دلگیر باشم

تا که یک شب دست در دست پدر <=> راه افتادیم به قصد یک سفر

تا اینکه یک شب همراه پدرم عازم سفری شدیم

در میان راه در یک روستا <=> خانه‌ای دیدیم خوب و آشنا

در بین راه و در یک روستا خانه ی خوب و آشنایی دیدیم

زود  پرسیدم پدر اینجا کجاست <=> گفت اینجا خانه‌ی خوب خداست

زود از پدرم پرسیدم اینجا کجاست؟ , گفت اینجا همان خانه ی خوب خداست!

گفت اینجا می‌شود یک لحظه ماند <=> گوشه‌ای خلوت نمازی ساده خواند

پدرم گفت در این خانه می توان ماند و در گوشه ای خلوت نماز و دعایی خواند

با وضویی دست ورویی تازه کرد <=> با دل خود گفت و گویی تازه کرد

اینجا می توان وضو گرفت و شاداب و سرحال با خدا راز و نیاز کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین <=> خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

به پدرم گفتم پس خانه ی آن خدای خشمگین همین جا روی زمین است؟!

گفت :آری خانه‌ی او بی ریاست <=> فرشهایش از گلیم و بوریاست

پدرم گفت : بله خانه ی خدا ساده و بی تجمل است و فرش های خان اش از گلیم و حصیر است

مهربان و ساده و بی کینه است <=> مثل نوری در دل آیینه است

او خدای مهربان و بی کینه است و او مانند نور در آینه صاف و روشن است

عادت او نیست خشم و دشمنی <=> نام  او نور و نشانش روشنی

خشم و دشمنی از ویژگی های خدا نیست و یکی از نام های خدا نور است و او نشان روشنی است

تازه فهمیدم خدایم این خداست <=> این خدای مهربان و آشناست

من تازه فهمیدم این خدای من است خدایی که خیلی مهربان و وست داشتنی است

دوستی از من به من نزدیکتر <=> از رگ گردن به من نزدیکتر

این خدا دوست خوب من است و او از رگ گردن به من نزدیکتر است. (آیه 16 سوره ق)

می توانم بعد از این با این خدا  <=> دوست باشم دوست , پاک و بی ریا

من می توانم بعد از این با این خدا دوستی پاک و صادق باشم


به قول پرستو => قیصر امین پور

معنی شعر پیش از این ها از قیصر امین پور


ادامه مطلب و دانلود

دسترسی آسان به بخش های مهم سایت معلم یار

آزمون نوبت اول (ویژه ی دی ماه)
آزمون نوبت دوم (ویژه ی اردیبهشت و خرداد)
پيک آدينه (تمام پایه های تحصیلی)
طرح درس (سالانه , روزانه و هفتگی تمام پایه ها و تمام دروس)
ریاضی ششم ابتدایی (فصل به فصل , ماه به ماه)
ریاضی پنجم ابتدایی (فصل به فصل , ماه به ماه)
ریاضی چهارم ابتدایی (فصل به فصل , ماه به ماه)
ریاضی سوم ابتدایی (فصل به فصل , ماه به ماه)
ریاضی دوم ابتدایی (فصل به فصل , ماه به ماه)
نمونه سوال (تمام دروس , تمام پایه ها)
Instagram @Saeed Sajedi Raeisi

Instagram Profile (@Saeed Sajedi R)

logo-samandehi
نظرسنجی
از سایت و مطالب سایت راضی هستید؟!



از قالب جدید سایت راضی هستید؟! (مهر 96)



| کانال تلگرام معلم یار (ویژه ی سال تحصیلی 97-96)

برای ورود به کانال معلم یار با پاسخنامه روی لینک زیر کلیک نمایید
tg://resolve?domain=MoallemYariR

FilmeTadris@

برای ورود به کانال فیلم های صفحه ب صفحه دروس روی لینک زیر کلیک نمایید

tg://resolve?domain=filmtadris

DriQ@